نقل است: روزی سگی داشت در چمنزار علف میخورد
سگ دیگری از کنار چمن گذشت. چون این منظره را دید ایستاد
ایستاد و با تعجب گفت : اوی! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت :
من؟ من سگ کدخدا هستم!
اون یکی سگ پوز خندی زد و گفت :
سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ دیگه چرا سگ کدخدا؟
اگر پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی ؛
حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ کدخدا؟
سگ خودت باش !!
هرکه دل به دنیا بندد ، به سه خصلت دل بسته است:
1- اندوهی که پایان ندارد
2- آرزویی که بدست نیاید
3- امیدی که به آن نرسد
امام صادق (ع)
دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای وحیدبهشتی به نام آرامش