برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن

دردیک پنجره



درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین

قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا

مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا

قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

کاظم بهمنی 

جنگلی سبزم

 

جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنی

من میانسالم ؛ تو داری زود پیرم می کنی

نیمه جانم کرده ای در بازی جنگ و گریز

آخر از این نیمه جانم نیز سیرم می کنی

این مطیع محض دست از پا خطا کی کرده است؟

پس چرا بی هیچ جرمی دستگیرم می کنی؟

سالها سرحلقه ی بزم رفیقان بوده ام

رفته رفته داری اما گوشه گیرم می کنی!

تا به حال از من کسی شعر بدی نشنیده است

آخرش از این نظر هم بی نظیرم می کنی !

من همان سرباز از لشکر جدا افتاده ام

می کُشی یکباره آیا ‘ یا اسیرم می کنی؟


اصغر عظیمی مهر

کاش می شد خاطری آرام داشت  دور ازاندوه و درد

کاش می شد دل به دریا زد, برون انداخت ازاین کهنه تن هر  حس زرد

کاش می شدزندگی راباز معنا کرد

کاش می شد آسمان را آبی آبی,دشت را سبز,ابرها را شاد و رقصان دید

کاش می شداز جهانی اینچنین زیبا  مردمان جنگ راازشهر بیرون کرد

کاش می شدجاده هارا ساخت,شهرها رونقی بخشید همسان,خانه ها را نیز

کاش می شد فقر راازکوچه و پس کوچه های شهر بیرون کرد

کاش می شدخاطری آرام داشت ,دوستی راباز باورکرد,باز هم خندید

چقدر زمان گذشت

سلام دوستان زمانی بود که شورو اشتیاقی داشتم برای اینکه وبلاگی ساخته بودم با همین عنوان همین وبلاگ روزی چندبار

آپ میکردم مطالب متنوع و زیبایی گذاشتم دوستان خوبی پیدا کرده بودم همیشه به دوستانم سرمیزدم نظر میدادم دوستان

هم به من سرمیزدند آماربازدید کننده روز به روز بیشتر میشد تا اینکه نمیدونم به چه خاطر فیلتر شد دیگه نتونستم ادامه بدم

حذفش کردم الان باز میخوام یه وبلاگ دیگه با همون عنوان و مطالب بذارم با آرزوی موفقیت برای همه دوستان خوبم