ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
خدایا!
من نه فارسی خوب بلدم نه شعر،
فقط با همی زبان خودم می گویم:
دراین عمر کوتاهی که از تو گرفته ام،
فکر می کنم یک چیز را فهیمده ام؛
و آن اینکه همه رفته اند و می روند و تو می مانی،
اگر هرچه کرده ام از کرده هایم بگذر مرا به خودت وصل کن تا ماندگار شوم!
بعد از سالها که فکر می کردم عاشقم تازه آن سخن نغز مولوی را فهمیده ام که:
عشق حقیقی است مجازی مگیر
این دم شیر است به بازی مگیر
زندگی شگفت انگیز است
فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید
کوچک باش و عاشق ...
که عشق میداند
آئین بزرگ کردنت را ...