برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن

دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم

دوست میدارم که با خویشان خود بیگانه باشم


همدم عقلم چرا همصحبت دیوانه باشم


دل به هر کس کی سپارم من در دلها مقیم


تا نتوانم شمع مجلس شد چرا پروانه باشم


آزمودم آشنایان را فغان از آشنایی


آرزومندم که با هر آشنا بیگانه باشم


مرغ خوشخوانم وگر در حلقه زاغان نشینم


کی توانم لحظه ای در نغمه مستانه باشم


مردمی گم شد میان آشنایان از تو پرسم


با چنین نامردمان بیگانه باشم یا نباشم 

 مهدی سهیلی

نظرات 1 + ارسال نظر
سحر شنبه 25 بهمن 1393 ساعت 16:22

دلم یک کلبه می خواهد
درون جنگل پاییز
به دور از رنگ آدم ها،
من و آواز توکاها
من و یک رود
من و یک کلبه ی پر دود
من و چای و ،کتاب حافظ و خیام
به دور از ننگ،به دور از نام،
چه غوغایی،چه بلوایی،
بسان برگ
که از شاخه جدا گردد
درون من پر از شورش،پر از فریاد
درون جنگل پاییز
دلم یک کلبه می خواهد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد