برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن
برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

برای زنده بودن دلیل آخرینم باش

هرچی بخوای هست فقط کلیک کن

دردیک پنجره



درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند

معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین

قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا

مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند

نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا

قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند

کاظم بهمنی 

نظرات 1 + ارسال نظر
سحر شنبه 25 بهمن 1393 ساعت 15:55

باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات،
آب این رود به سر چشمه نمی گردد باز؛
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز .
باز کن پنجره را ! -
- صبح دمید ! .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد